چهارشنبه - ۱۳۹۷/۰۵/۲۴
صفحه اصلی >> گوناگون >> شعر و ادب >> بررسی عناصر حماسی در رباعیّات پس از انقلاب اسلامی

بررسی عناصر حماسی در رباعیّات پس از انقلاب اسلامی

یکی از جنبه‌های درخور توجّه و قابل طرح در جریان رباعی‌سرایی امروز در مقایسه با رباعیات قبل از انقلاب اسلامی، درآمیختن حماسه با رباعی است که برگرفته از شرایط خاص اجتماعی است(۱). تحوّلات جدید در عرصه‌ی انقلاب اسلامی و رخداد عظیمی نظیر جنگ تحمیلی عراق، سبب شده است لحن حماسی در انواع شعر فارسی و از آن جمله رباعی امروز، به گونه‌ای بسیار جدی و اثرگذار بروز کند. بسیاری از رباعی‌سرایان، با روی آوردن به موضوعاتی از قبیل شهادت‌طلبی، آرمان‌خواهی و رزم‌آوری به این قالب فشرده‌ی ادبی، حیاتی نو بخشیدند. در این پژوهش تلاش می‌شود که گونه‌های نوآوری رباعی در حوزه‌ی زبان و محتوا، با توجّه به زمینه‌های تأثیرگذاری رخدادهای انقلاب؛ به ویژه مسئله‌ی جنگ تحمیلی و بالطّبع نفوذ حماسه در این قالب ادبی بررسی و تحلیل شود. حاصل این پژوهش نشان می‌دهد که با توجّه به رویکردهای مذهبی مردم و تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از قیام عاشورا، رباعی نیز از حماسه‌ی کربلا تأثیر پذیرفته و رخدادهای آن به گونه‌ای نو در این قالب ادبی بیان شده است.

۱- مقدّمه

مهم‌ترین تحوّل در شعر دهه‌ی شصت، ورود حماسه در همه‌ی قالب‌های شعری بود؛ از آنجا که جامعه نیاز به شور و هیجان و حضور مردم در صحنه‌ها داشت، شعر نیز باید مهیّج و انقلابی می‌شد و طبعاً حماسه به خوبی از عهده‌ی تهییج و برانگیختن احساسات مردم برمی‌آمد. از سوی دیگر چون انقلاب اسلامی انقلابی نوپا بود و نیاز به جایگاهی برای واگویه کردن آرمان‌ها و همچنین روایت مجاهدات مبارزان و افتخارات آنها برای نسل‌های بعد داشت، از شعر و ظرفیتهای آن بهره گرفت. «حماسه‌ی هر ملتی بیان کننده‌ی آرمان‌های آن ملت است و مجاهدات آن ملّت را در راه سربلندی و استقلال برای نسل‌های بعدی روایت می‌کند» (شمیسا،۱۳۷۶: ۱۴۷).
در این پژوهش به شیوه‌ی توصیفی- تحلیلی، چگونگی تأثیر تحولات انقلاب اسلامی در رباعی و پی‌آمد آن، شیوه‌ی بهره‌گیری این قالب ادبی از عناصر حماسی در پیوند با این تحولات بررسی می‌شود؛ در واقع به نوعی با بهره‌مندی از اصول سبک‌شناسی و درنظر گرفتن نشانه‌های درون متنی تلاش می‌گردد به برجسته‌ترین خصیصه‌ی رباعیات انقلاب اسلامی که قطعاً نشانه‌های سبکی نو در رباعی‌سرایی فارسی است، پرداخته شود.

۱-۱- بیان مسئله

رباعی، یکی از قالب‌های شعری است که بعد از انقلاب دچار تحوّل گردید و حیاتی دوباره یافت. یکی از دلایل تحوّل رباعی، انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی است. شاعران انقلاب، برای دمیدن روح رزم‌آوری و شهادت‌طلبی در جامعه از ویژگی‌های حماسی در شعر خود بهره بردند.
شاعران انقلاب، برای برانگیزانندگی و تهییج، نیاز به قالب شعری داشتند که هم بتواند ظرفیت ویژگی‌های حماسی را برتابد و هم کوتاه و صریح باشد: «کسی که حرفی برای گفتن دارد، به دنبال قالبی هم آهنگ و متناسب با جنس حرف خود می‌گردد» (همان:۶۳-۶۴).
به طور کلّی رباعیات پس از انقلاب به این درونمایه‌ها پرداخته‌اند: ستایش مردم، ستایش شهدا، ستایش مجاهدان و ایثارگران، ستایش بزرگان انقلاب، ستایش سرزمین و وطن، ستایش آزادی و عدالت، درس‌های عاشورایی، تهییج و ترغیب رزمندگان، امید به آینده، پیروزی حق بر باطل، بیگانه ستیزی، عرفان حماسی، اغراق حماسی، نگاه جدید به مرگ، دعوت به مبارزه و دفاع، رجزخوانی، شعارهای انقلابی و خوارداشت دشمنان. ردّ پای تحوّل رباعی را می‌توان در عوامل زیر جست وجو کرد: روح و لحن حماسی، اصطلاحات حماسی و رزمی، نمادهای حماسی ملّی و اسطوره‌ای، نمادهای، اسلامی و دینی و نمادهای عاشورایی.

۲-۱- پیشینه‌ی پژوهش

در کتاب شعر امروز، سیدحسن حسینی، قیصر امین پور و محمدرضا سهرابی‌نژاد از پیشگامان تجدید حیات رباعی معرّفی شده‌اند (باقری، ۱۳۷۲: ۲۲۱)؛ همچنین در این کتاب آمده است که تناسب آهنگ و طنطنه‌ی موجود در وزن رباعی با حماسه سرایی، مورد توجه شاعران نسل انقلاب واقع شده است (همان:۲۳۰). در مقدّمه‌ی کتاب رباعی امروز، یکی از دلایل گردآوری منتخبی از رباعیّات امروز، تحوّل درونی قالب رباعی و تجدید حیات این قالب ادبی برشمرده شده است (عبدالملکیان، ۱۳۶۸: ۶۵).
در کتاب سنّت و نوآوری در شعر معاصر، در بخش‌های مختلف کتاب با پرداختن به دگرگونی‌های ادبیات بیان شده است که ادبیات برای اینکه بتواند جامعه و جهان دگرگون را به خوبی منعکس کند، باید خود دگرگون شود (امین پور، ۱۳۸۶: ۳۷۵). امین پور با اشاره به رباعی‌های فرّخی یزدی می‌نویسد: رباعی‌هایش را غالباً قالبی برای انتقادهای سیاسی، شعارهای اجتماعی و… قرار داده است (همان: ۳۴۱). شعرهای اینگونه شعرا به دلیل حضور فعّال در صحنه‌ی انقلاب و مبارزه و سیاست، غالباً لحن شعاری، هشدارگونه، خطابی و دستوری دارند (همان: ۳۴۱). در کتاب گونه‌های نوآوری در شعر معاصر، به گونه‌ای به تحولات فرم و محتوا در شعر معاصر پرداخته شده است. نویسنده معتقد است شرایط ویژه‌ی انقلاب و جنگ، بسیاری از واژه‌ها و تعبیرات تازه از جنس آتش و خون و شهادت را وارد شعر کرد (حسن‌لی، ۱۳۸۶: ۴۳۶).

۱-۳- اهمیّت و ضرورت پژوهش

از دید بسیاری، ادبیات صرفاً کارکردی هنری دارد و به طور معمول از منظر زیبایی‌شناسی به آن توجّه می‌شود. این پژوهش، از آن روی اهمیّت دارد که کارکرد ادبیات را در بازتاب گوشه‌ای از تاریخ مبارزه‌ی ملّت ایران نشان می‌دهد و بیان می‌کند که چگونه نوعی از انواع شعری با بهره‌گیری از نمادهای اسلامی و ملّی، به روشنی وظیفه‌ی برانگیختن مردم را برای رسیدن به آرمان‌های خود بر عهده می‌گیرد.

۲- بحث

۱-۲- حماسه و مضامین حماسی

حماسه، یکی از انواع ادبی و داستان و روایتی است با زمینه‌ی قهرمانی و رنگ قومی و ملی؛ وجود انسان‌های آرمانی و برتر که برگزیده و ممتاز هستند و رویدادهای خارق‌العاده از ویژگی‌های آن است.
مضامین حماسی که به طور معمول در آثار حماسی دیده می‌شود، عبارتند از: رزم، رزم افزاری، سپاه آرایی، مبارزه جویی، شکست، دفاع، پیروزی، پیمان، کشتار، کین‌خواهی، اسارت و فرار (ده بزرگی، ۱۳۸۸: ۲۶۵-۲۹۰). در این مقاله سعی شده است، برای نشان دادن تحوّل رباعی، شیوه‌ی بهره بردن از ظرفیت‌های حماسی در این قالب ادبی بررسی شود.
تحوّلی که در نفس ادبیات به وجود می‌آید علاوه بر ساختارهای ظاهری مانند وزن، قافیه و… محتوای آثار ادبی را هم تغییر می‌دهد و به ادبیات جهت‌گیری ویژه می‌بخشد؛ برای آن اهداف و رسالت‌های اجتماعی خاص قائل می‌شود. البتّه تحوّلی که در این پژوهش مورد نظر است، بیشتر تحوّل معنایی است، نه تحوّل ساختاری که طبعاً در جای خود قابل درنگ است و به گونه‌ای شگرف، تأثیر این قالب ادبی و توان آن را برای انتقال مفاهیم نشان می‌دهد. «هر کس با تحوّلات شعری تاریخ ادبیات ما و ادبیات دیگر ملل آشنایی داشته باشد، این نکته را به بداهت در می‌یابد که توفیق هر شاعری، کم و بیش در گرو یکی از این دو امر است؛ یا کشف ساختار و صورتی نو- آنگونه که نیما کرد- یا وارد کردن موفقیت‌آمیز یک حال و هوای تازه در ساختاری از پیش شناخته شده و به تعبیری دیگر سنّتی» (شفیعی کدکنی، ۱۳۸۸: ۲۳).

۲-۲- رباعی و ویژگی‌های آن

رباعی از زیباترین و دلپذیرترین قالب‌های شعر فارسی به شمار می‌رود و با اینکه از لحاظ حجم کوچک است؛ از آنجا که وزنی خوش دارد و مشتمل بر معانی دلپذیر و مضامین لطیف است، همواره مورد توجّه سخن‌سرایان قرار گرفته و از آن برای بیان مفاهیم عاشقانه، عارفانه، اخلاقی، مذهبی و گاه سیاسی استفاده شده است.
این قالب شعری که از دیرباز مورد توجّه شاعران بوده، نام‌های مختلفی داشته است: «دو بیتی، ترانه، چهاردانه، چهارخانه و بیت» (شمیسا، ۱۳۸۷: ۱۵). علی الظاهر براساس صورت ظاهری و چهار مصراعی بودنش به رباعی مشهور شده است. «منطقی‌تر به نظر می‌رسد، رباعی ناظر به هیئت صوری شعر بوده است و شعر را به اعتبار چهار مصراع مستقل آن رباعی گفته‌اند؛ چنانکه درالسنه‌ی فرنگی به اشعار شبیه به رباعی quatrainگویند که مأخوذ ازquartar به معنی ربع است» (همان:۱۷-۱۸).
میرافضلی در مقدّمه‌ی «هشت چارانه» تاریخ پرفراز و فرود رباعی را به شش دوره تقسیم می‌کند: «دوره‌ی نخست، دوره‌ی شکل‌گیری رباعی است که از زمان رودکی شروع می‌شود و تا اواخر قرن پنجم هجری امتداد می‌یابد. دوره‌ی دوم، قرن ششم و هفتم هجری. دوره‌ی سوم، قرن هشتم و نهم و نیمه‌ی اول قرن دهم. دوره‌ی چهارم، از اواسط قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم. (ظهور و سقوط دولت صفوی) دوره‌ی پنجم، از اواسط قرن۱۲ تا اوایل قرن ۱۴ که آغاز دوران نوجویی است. دوره‌ی ششم با ظهور نیما شروع می‌شود و تا روزگار ما ادامه دارد» (صفربیگی، ۱۳۹۱: ۱۴-۱۶).

۳-۲- بازتاب ویژگی‌های حماسی در رباعی

رباعی در دهه‌ی چهل و پنجاه، تغییراتی را در خود احساس کرد. با پیروزی انقلاب، خون تازه‌ای وارد این قالب کهن‌سال شعر فارسی شد و شاعران انقلاب با به کار بردن روح حماسی در آن، به تهییج مبارزان و جوانان برای حفظ انقلاب و دفاع از این آب و خاک پرداختند. با تحوّل اجتماعی، در معنای قالب رباعی هم تحوّلی به وجود آمد؛ به طوری که یکی از پرطرفدارترین و پرمخاطب‌ترین قالب‌ها نزد شاعران و مردم شد. از شاعران تأثیرگذار در جریان رباعی پس از انقلاب، می‌توان به این افراد اشاره کرد: سیدحسن حسینی، قیصر امین پور، حسین اسرافیلی، مصطفی علی پور، میرهاشم میری، ایرج قنبری، محمدرضا سهرابی نژاد، سلمان هراتی و وحید امیری.
البتّه این تحوّل در رباعیات پس از انقلاب، ابتدا به ساکن نبود و پیشینه‌ی تاریخی داشت و مسائلی در به وجود آمدن آن دخالت داشت که به گونه‌ای فشرده به آن اشاره می‌شود.

۱-۳-۲- رباعیات کهن با ویژگی‌های حماسی

در گذشته‌ی ادب فارسی، رباعیاتی وجود دارد که به مدح، عرفان، فلسفه و… نپرداخته است؛ امّا با داشتن کلمات حماسی یا لحن حماسی، می‌توان آنها را در شمار اشعاری قرار داد که روح حماسی بر آنها غلبه دارد. در دیوان فرّخی یک رباعی کاملاً حماسی است که در نوع خود نادر است: 

یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ *** یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه درین زمانه‌ی پر نیرنگ *** یک کشته بنام به که صد زنده به ننگ
(فرّخی،۱۳۷۱: ۴۴۷).

بیدل دهلوی هم رباعیاتی دارد که این ویژگی را به خوبی نشان می‌دهد:

ظالم پوشد، لباسی خون بافته را *** تا زیر کند، خصم زبون یافته را
باسنگدلان شعله خو، سختی کن *** بردار به آهن، آهن تافته را
(بیدل، ۱۳۷۶: ۱۴۰)

 

۲-۳-۲- رباعیات مدحی

شاعران مداح حتّی از قالب زیبا و کوتاه رباعی نیز، برای مدح ممدوحان استفاده می‌کردند. قهرمان این رباعیات هم که همان ممدوح بود، مثل قهرمان حماسی توصیف می‌شد: 

چون روز علم زند به نامت ماند *** چون یک شبه شد ماه به جامت ماند
تقدیر به عزم تیز گامت ماند *** روزی به عطا دادن عامت ماند
(رودکی، ۱۳۸۶: ۵۹)

لحن حماسی در رباعی زیر نیز، از دیوان انوری که از یکه تازان قصیده و مدح است، درخور تأمّل است:

رای تو به هیچ رای خرسند نشد *** تا همره خسروان خداوند نشد
رایات تو از پای فلک ننشیند *** تا ملک خراسان چو سمرقند نشد
(انوری، ۱۳۷۶: ۶۷۷)

در دیوان کمال اسماعیل، اصطلاحات حماسی و رزمی در رباعیات فراوان است:

در رزم چو کوس تو به آواز آمد *** نصرت با او به طبع دمساز آمد
تیغ تو به قطع و فصل کار دشمن *** هر جا که برفت سرخ رو باز آمد
(کمال اسماعیل، ۱۳۴۸: ۷۹۸)

 

۳-۳-۲- لحن حماسی در رباعیات عرفانی

رباعیات عرفانی از آغاز شعر فارسی با آن اقبال خاصی که صوفیان به قالب رباعی داشته‌اند، بسیار مهیج و دلچسب بوده است. عارفان یا خود رباعی سروده یا تعداد زیادی رباعی در حافظه داشته‌اند که در منابر یا کتب از آن بهره‌ها برده‌اند.
مضامین مشترکی بین حماسه و عرفان وجود دارد. این مضامین نیز، که روح حماسی رباعیات عرفانی را تأیید می‌کنند، عبارتند از: «خداپرستی، دینداری، ستایش پیامبران و رهبران روحانی، ارجمندی خرد، والایی علم، رفعت مقام انسان در آفرینش، شیطان ستیزی و نفس‌کشی، بشردوستی، نکوهش علایق دنیوی، جبرگرایی، یاد مرگ و رستاخیز و کیفر الهی، روح فتوّت و مردانگی، اعتقاد به قدرت‌های فوق طبیعی، جام گیتی نما، جام جم، سروش، هاتف غیبی، سیمرغ، فرّه‌ی ایزدی، عنایت الهی، دیو، شیطان و…» (رزمجو،۱۳۷۵: ۱۳۳).
در بخش زیر به نمونه‌هایی از رباعیات عرفانی از چند عارف مشهور اشاره می‌شود: 

ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم *** تا سرداریم در غمت در بازیم
گر تو سرما بی سرو سامان داری *** ماییم و سری در قدمت اندازیم
(ابوسعید ابی الخیر،۱۳۶۹: ۸۸).

سنایی نیز در دیوانش، رباعیات عرفانی دلچسبی با لحن حماسی دارد:

تا بشنیدم که مرگی از آتش تب *** گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب
مرگست ندیمم از فراغت همه شب *** تب با تو مرگ با من این هست عجب
(سنایی، ۱۳۴۱: ۱۱۱۲)

رباعیات عرفانی مختارنامه‌ی عطار نیز، روح حماسی خاصّ خود را دارد و شور و حال ویژه‌ای در آن دیده می‌شود:

جز تشنگی تو هوسم می‌نکند *** می‌میرم و سیر آب کسم می‌نکند
چه حیله کنم که هر نفس صد دریا *** می‌نوشم و می‌خورم، بسم می‌نکند
(عطار، ۱۳۵۸: ۱۳۹)

رباعیات عرفانی علاوه بر اینکه الهام بخش رباعیات حماسی دوران انقلاب شدند، نوعی دید خاص نیز به رباعیات انقلاب با درون مایه‌ی عرفانی بخشیدند.

۴-۲- ویژگی‌های زبانی رباعی حماسی

راهیابی واژه‌های نو، بسامد اسامی شخصیت‌های مذهبی و تغییر لحن رباعیات پس از انقلاب اسلامی، به این قالب ادبی حیاتی نو بخشید. در بخش زیر، به این نوآوری‌ها اشاره می‌شود:

۱-۴-۲- شخصیّت‌های حماسی در رباعیات مدحی

استفاده از شخصیّت‌های حماسی و اسطوره‌ای، در رباعیات کهن وجود داشته و زمینه‌ای را برای استفاده از شخصیت‌های حماسی، ملّی و دینی در رباعیات پس از انقلاب اسلامی فراهم کرده است. با این توضیح که در رباعیات کهن بیشتر از افرادی چون رستم، سیاوش، آصف، خضر و… نام برده می‌شود و در رباعیات انقلاب، شخصیّت‌های دینی وارد شده و به لحن حماسی این قالب ادبی، صبغه‌ی مذهبی بخشیده است: 

با رای تو صبح ملک بی گه خیزست *** با عزم تو آب تیغ، فتح آمیز است
چون خواجه توان گفت کسی راکه به حکم *** جمشید نشان و کیقباد انگیز است
(انوری، ۱۳۷۶: ۶۶۶)

 

۱-۱-۴-۲- شخصیت‌های ملّی

یکی از رویکردهای حماسی در رباعی انقلاب، استفاده از شخصیّت‌های حماسی ملّی و دینی است که خود عاملی برای برانگیزانندگی نفوس بوده است. رباعیات انقلاب، با توجّه به ماهیّت مذهبی آن از نمادهای دینی بیشتر بهره برده‌اند؛ هرچند که نمادهای ملّی نیز، در آن وجود دارد. با این توضیح که این نمادها در کنار ترکیبات نو و تصویرآفرینی زیبا در خدمت بیان اندیشه‌های مذهبی شاعر به کار گرفته می‌شوند؛ نظیر رباعی زیر سروده‌ی منوچهر تتری: 

این خاک که سرسبز و بهاری شده است *** با خون سیاوش، آبیاری شده است
بر پهنه‌ی این کویر بی آب و علف *** دریا دریا، بهار جاری شده است
(هشت فصل عشق،۱۳۷۴: ۵۶)

مظلومیت سیاوش و خون به ناحق ریخته‌اش از گذشته‌ی دور در این سرزمین، محملی برای قیام علیه ظالم و کین و خونخواهی بوده است. سیدحسن حسینی، واژه‌ی دیو را در رباعی، زیر نماد طاغوت، سیاهی و دشمن قرار داده است:

با دیو سیاه شب در آویخته‌ایم *** در جام جنون باده‌ی خون ریخته‌ایم
از باد سحر نشان ما را جویید *** ما با نفس صبح در آمیخته‌ایم
(حسینی، ۱۳۶۳: ۱۴۲)

 

۲-۱-۴-۲ شخصیّت‌های مذهبی

شخصیّت‌ها و قهرمانان مذهبی نیز در رباعی امروز، حضوری پررنگ دارند: 

عیسی چو رسید خلق مسرور شدند *** تا زد نفسی رها از آن گور شدند
موسی ید بیضا ز بغل کرد برون *** گوساله پرستان زمان کور شدند
(حسینی، ۱۳۶۳: ۱۱۳)

تقابل نمادها و تلمیح‌های این رباعی، درخور درنگ است. شاعر در بیت اوّل، با اشاره به نفس عیسوی، زندگی دوباره را به مردم رنج کشیده و ستمدیده نوید می‌دهد و در بیت دوم، با یادکرد معجزه‌ی حضرت موسی (علیه‌السلام)، نابودی گمراهان را بیان می‌کند؛ در ضمن ترکیبات «ید بیضا» و «گوساله پرست» و واژه‌ی «کور» تقابل «نور و ظلمت» را که از واژه‌های کلیدی متون حماسی است، تداعی می‌کند.
حمید سبزواری، مهر امام علی (علیه‌السلام) و فرزندانش را هم سرمایه‌ی شجاعت و جنگ‌آوری می‌داند هم حافظ دین و انقلاب و کشور:

تا بر لب خویش نام حیدر داریم ***کی بیم ز دشمن ستمگر داریم
از مهر علی و یازده فرزندش *** ما گرد دیار خویش سنگر داریم
(سبزواری، ۱۳۶۸: ۴۵۷)

۲-۴-۲- جنگ افزارها

تکیه‌ی آثار حماسی و محوریّت حماسه در شعر کهن، بر ابزارحماسی و نوع کاربرد آنها بوده است؛ به عنوان نمونه از گرزهای بسیارسنگین، شمشیرهای بسیار برنده و زوبین‌های مردافکن یادشده است. دربسیاری از موارد، این ابزار جنگی بوده که در پیروزی مبارزان نقشی عمده داشته است؛ امّا در شعر حماسی انقلاب؛ به ویژه رباعی، شاعر در یادکرد ابزار رزمی تلاش می‌کند، نیروی معنوی و اراده‌ی الهی را غلبه دهد.
در رباعیات انقلاب، ابزارآلات جنگی صرفاً برای غلبه بر دشمن و کین کشی از او نیست بلکه عاملی برای احیای دین حقّ و یاوری برای مبارزه با کافران است.
در رباعی زیر، روی سخن با کسی است که با قرآن آشناست، با دیوان جنگیده و باید با مسلسل ایمان در برابر کفر به دفاع بپردازد: 

این تازه نهال آب خون می‌خواهد *** پیمانه‌ی حق شراب خون می‌خواهد
ای دوست مسلسلی که ایمان به خداست *** باروت شرف، خشاب خون می‌خواهد
(همان:۱۵۳).

نوآوری شاعر در عرصه‌ی کاربرد ابزار جنگی را در این رباعی، به درستی می‌توان دریافت؛ علاوه بر آنکه رزم‌آوری مبارزان راه حق را نشان می‌دهد، غلبه‌ی ارزش‌ها و فضایل اخلاقی را در تفکّر مبارزان بیان می‌کند.
پرچم که به نام‌های درفش، علم و… خوانده می‌شده و برافراشته بودن آن در میدان نبرد، نشانه‌ی پایداری مبارزان بوده است، در رباعی زیر نماد شهادت و پیوستن به حق و به گونه‌ای رسیدن به پیروزی دانسته شده است:

بنگر به شکوه سوی حق تاختنش *** بر قله‌ی عشق پرچم افراشتنش
فتح است درین معرکه سردادن او *** برد است درین میانه جان باختنش
(حسینی، ۱۳۶۳: ۱۶۳)

 

۳-۴-۲- شعارهای انقلابی

از موارد تأثیرگذار در تحول رباعیات، شعارهای انقلابی بود. این شعارها که گاهی ارتجالی ساخته می‌شد و صاحب آن معلوم نبود، حاوی پیام‌های انقلاب و جهان بینی مکتب به صورت بسیار خلاصه و گویا و همچنین موزون، آهنگین و زیبا بود. این شعارها به علّت کم حجم بودن، در آغاز برای گفتن معانی بلند و جهان بینی‌ها به کار گرفته می‌شد. همین شعارها بعدها، جای خود را در قالب رباعی باز کرد. طبیعی است که شعارهای موجز، نیاز به قالبی کوتاه و بدون حاشیه داشت که بتواند در لباسی نو به حیات خود ادامه دهد.
با توجّه به آیه‌ی «لا یحّب الله الجهر بالسوء من القول الّا من ظلم» (نساء:۱۴۸) باید گفت شعارها در جای خود بسیار کارساز و سلاحی کوبنده‌اند و این موضوع در حال حاضر در تمام انقلاب‌های دنیا اعم از انتفاضه، بیداری اسلامی، اعتراضات علیه سرمایه داری و… کاملاً ملموس و محسوس است. «شعر زبان خواص است؛ امّا شعار زبان همه است. شعر هم وقتی نقش خود را در حرکت توده‌های به پاخاسته ایفا می‌کند که از حیث قالب، وزن، مضمون و الفاظ، به زبان ادبی آنانکه شعار می‌نماید نزدیک شود» (صنعتی،۱۳۸۹: ۹۲).
استفاده‌ی رباعی سرایان از شعار به دو صورت زیر دیده می‌شود:

الف) مستقیم و بدون تغییر

در اوایل جنگ شعارها، مستقیماً دراشعار قرار می‌گرفتند؛ مانند رباعی زیر از سید حسن محمودی(سهیل): 

از دست منه تفنگ تا پیروزی *** ننگ است دمی درنگ تا پیروزی
دانی چه بود پیام یاران شهید *** این است که «جنگ جنگ تاپیروزی»
(صنعتی، ۱۳۸۹: ۷۱)

 

ب) استفاده از مضمون شعارها

به تدریج شعارها فقط مضمون شعری بودند و همراه با تصاویر و زیبایی هنری در شعرها مورد استفاده قرار می‌گرفتند.
حمید سبزواری، سه شعار «الله اکبر»، «خون بر شمشیر پیروز است» و «شیطان
بزرگ آمریکاست» را در یک رباعی جمع کرده است: 

در جبهه بیا صلابت شیر نگر *** شیطان بزرگ را زمین گیر نگر
گلبانگ دلاوران به تکبیر شنو *** پیروزی خشم وخون به شمشیر نگر
(سبزواری، ۱۳۶۸: ۴۶۷)

یکی از شعارهای روحیه بخش که مخصوصاً در مسیر رزمندگان، روی سربندها و… زیاد کاربرد داشت، این بود که «تا کربلا راهی نیست». ساعد باقری برای ایجاد روحیه در رزمندگان، این شعار را در رباعی زیر به کار برده است:

ای گاه نبرد همچنان شرزه پلنگ *** ای سر به خدا سپرده در عرصه‌ی جنگ
تا منزل عشق -کربلا- راهی نیست *** بگذار خشاب بار دیگر به تفنگ
(باقری، ۱۳۶۵: ۷۷)

به پندار نویسندگان این جستار، نمونه‌های بسیاری را در این قالب ادبی می‌توان نشان داد که ظرفیّت‌های کاربردی ادبیات؛ به ویژه شعر و قدرت بسیار تأثیرگذار آن را در روابط اجتماعی، ایجاد انگیزه و روحیه بخشی به روشنی نشان می‌دهد. نمونه‌ی آن رباعی بالاست. درآمیختگی واژه‌های حماسی نو و کهن، ترکیبات مناسب و لحن کوبنده‌ی شعر؛ به ویژه در مصراع آخر، بخشی از این ظرفیّت را آشکار می‌کند. رباعی سرایان پس از انقلاب اسلامی، در کنار جست و جو برای یافتن زبانی نو و تلاش برای اقناع خواننده، از این توانایی شعری نیز، به خوبی بهره برده‌اند.

۵-۲- ویژگی‌های محتوایی رباعی حماسی

می‌توان گفت عمده‌ترین تحوّلی که در رباعیات پس از انفلاب اسلامی رخ داد، تحوّل محتوایی بود. دگرگونی‌های سیاسی، اجتماعی و به ویژه رخداد عظیم جنگ تحمیلی از دلایل اصلی این تحوّل شمرده می‌شود.

۱-۵-۲- عرفان و حماسه در رباعیات انقلاب اسلامی

شاعران انقلاب با فرهنگ اسلامی آشنا بودند؛ حماسه و عرفان را با خود داشتند؛ اخلاق و کرامت را دیده بودند. همه‌ی اینها در کنار هم نوعی اشعار را به وجود آورد که می‌توان به آنها، اشعار عارفانه‌ی حماسی گفت. رباعی نیز، از این اصل برکنار نبود و عرفان حماسی در آن تأثیر گذاشت. سیدحسن حسینی، واژه‌های عرفانی «عشق» و «انا الحق» را در رباعی زیر آورده است: 

تا خاک ز خون پاک رنگین نشود *** این دشت برهنه لاله آذین نشود
تا لاله رخان بانگ ان الحق نزنند *** دیباچه‌ی سرخ عشق تدوین نشود
(حسینی، ۱۳۶۳: ۱۳۷)

عزیزالله خدامی، در رباعی زیر اشاره به تقدّس نبرد و جنبه‌ی عرفانی آن دارد:

در دایره‌ی بلا بلی باید گفت *** لبیک به نعره‌ی جلی باید گفت
ای صف شکنان مکتب ثارالله *** جنگ شرف است، یا علی باید گفت
(بیگی حبیب آبادی،۱۳۷۴: ۱۱۷)

از نشانه‌های توجّه حماسی به واقعه‌ی عاشورا، تغییر متفاوت مفهوم مرگ در اندیشه‌ی عاشوراییان است که در شعر انقلاب اتّفاق می‌افتد. در این نگاه مرگ، زبون و ذلیل است و هیچ یک از شخصیّت‌های عاشورایی پروا و پرهیزی از مرگ ندارند. نگاهی که در اندیشه‌ی عرفانی ما با استقبال از مرگ و بی قراری در رسیدن به وصال معشوق، تفسیر می‌شود:

آهنگ وداع و ترک یاری دارد *** گویی که سر شگفت کاری دارد
بر دوش گرفته جان چو باری سنگین *** بی تاب که با مرگ قراری دارد
(امین پور، ۱۳۷۴: ۵۸۹)

 

۲-۵-۲- رباعیّات عاشورایی

یکی دیگر از موارد تأثیرگذار در رباعیات انقلاب، عاشوراست که از یک طرف با مفاهیم عرفانی و از سویی با روحیه‌ی سلحشوری در پیوند است. درس‌های عرفانی و حماسی عاشورا و پیام‌های آن در اشعار انقلاب، بازتاب بسیار ویژه‌ای دارد ؛ زیرا در انقلاب پاسداشت عاشورا، حیاتی دوباره یافت و روح تازه‌ای در آن دمیده شد؛ البتّه دیرینگی رباعی عاشورایی را می‌توان تا عصر حافظ با شاعر شیعی این عهد؛ یعنی سلمان ساوجی، ردیابی کرد: 

ای دیده اگر هزار سیل انگیزی *** خاک همه تمییز به خون آمیزی
از عهده‌ی ماتمش نیایی بیرون *** بی فایده آب خود چرا می‌ریزی
(سلمان ساوجی،۱۳۶۷: ۳۶۸)

کارکرد عناصر حماسی در رباعیات عاشورایی انقلاب، بسیار پررنگ است؛ البتّه این نوع شعر فقط به سوگ و مرثیه‌ی شهدای کربلا نمی‌پردازد؛ بلکه با رویکردی جدید، علاوه بر بیان جنبه‌های حماسی واقعه‌ی کربلا به مسائلی همچون دلایل وقوع حادثه‌ی عاشورا، جوانمردی، وفا، کرامت، پیام عاشورا و قهرمانان دشت نینوا از جمله: حضرت زینب و حضرت امام سجّاد- علیهماالسلام- و دیگر
یاران با وفای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام توجّه می‌کند. محمّد جواد غفورزاده شفق در رباعی زیر آورده است:

عباسم و در پی خطر می‌گردم *** دور و بر خیمه بیشتر می‌گردم
صد بار اگر علقمه را فتح کنم *** لب تشنه‌تر از گذشته بر می‌گردم
(جلیلیان مصلحی، ۱۳۸۶: ۱۴۰)

یکی از تفاوت‌های رباعیات عاشورایی بعد از انقلاب با قبل از آن، توجّه به پیام‌های عاشورا در رباعیات پس از پیروزی انقلاب است. سهرابی نژاد در رباعی زیر، هدف از قیام امام حسین (علیه‌السلام) را که در واقع برپای داشتن دین و شیوه‌ی زندگی شرافتمندانه و جوانمردانه است، اینگونه فریاد می‌زند:

توفید به ظالمان، لب از گفته ندوخت *** در وحشت شب، چراغ خونین افروخت
او تشنه‌ی یاوراست، نه، مرثیه خوان *** مردی که «چگونه زیستن» را آموخت
(همان:۹۷)

یکی از مضامین مهم حماسی، انتقام است که در رباعیات عاشورایی نیز، به آن پرداخته شده است. سهرابی نژاد، در رباعی زیر به انتقام مختار و قیام توّابین اشاره دارد:

طوفان حوادث که فرو بنشیند *** توّاب شود هرکه شهیدت بیند
فرداست که مختار به خونخواهی تو *** این هرزه علف‌های زمین برچیند
(سهرابی نژاد، ۱۳۸۷: ۹۹)

نکته‌ی بسیار مهم در این است که بحث انتقام دراینجا با مفهوم انتقام در آثار حماسی کاملاً متفاوت است. انتقام از قاتلان آن مولای غریب، انتقام از هر ظالمی در هر جای دنیا و یاری مظلوم است و همین دید است که به این انتقام معنویت می‌بخشد. قیام علیه بیداد در قالب انتقام، کاری اهورایی است؛ به همین دلیل در رباعیات عاشورایی به این موضوع در شکل مقابله با ستم و دفاع از ستم کشیدگان پرداخته شده است.

۳-۵-۲- ستایش شهیدان

«گرامی داشت شهیدان و مظلومان نیز، از دیر زمان در میان ما ایرانیان مرسوم بوده است؛ چنانکه در تاریخ بخارا به مناسبت بنای حصار بخارا که به سیاوش منسوب است، از کشته شدن ناجوانمردانه‌ی او به فرمان افراسیاب سخن رفته است و نوحه‌های مردم بخارا در کشته شدن وی که در همه‌ی ولایت‌ها معروف بوده است و سرود در این باب ساخته بوده‌اند و قوّالان آن را (گریستن مغان) می‌نامیدند» (یوسفی،۱۳۷۱: ۲۸۰) در رباعی انقلاب شهید و شهادت جایگاه ویژه‌ای دارد. گاهی مستقیماً از کلمه‌ی شهید یا شهادت در رباعیات استفاده شده است؛ مانند نمونه‌ی زیر از احمد اسداللهی: 

میزان دقیق حق پرستی است شهید *** سرچشمه‌ی عشق و شور و مستی است شهید
در ذات و صفات حضرت حق محو است *** تندیس کمال کل هستی است شهید
(اسدی، ۱۳۸۸: ۲۰)

رباعیاتی هم وجود دارند که واژه‌ی شهید و شهادت در آنها دیده نمی‌شود، امّا این مضمون به گونه‌ای تلویحی از آنها دریافت می‌شود:

کس راز حیات او نداند گفتن *** بایست زبان به کام خود بنهفتن
هرچند میان خون خود خفت ولی *** سوگند که خون او نخواهد خفتن
(امین پور،۱۳۷۴: ۶۲)

 

۴-۵-۲- ستایش مجاهدان

مبارزان و مجاهدان که به صیانت از وطن می‌پردازند؛ علاوه بر شجاعت، سخت کوشی و پایداری به تمام خوبی‌ها آراسته‌اند و اسوه‌ی ملّت به شمار می‌آیند. این موضوع باعث می‌شود که شاعران فصلی را به ستایش قهرمانان ملی اختصاص بدهند؛ البتّه در حماسه هم قهرمانان و پهلوانان نماد خوبی‌ها هستند.
در رباعی انقلاب، ستایش رزمندگان یکی از راه‌های تهییج مردم برای شرکت در مبارزه و دفاع از ارزش‌هاست. این ستایشها به شکل‌های مختلف دیده می‌شود: یا همراه یادکرد نام بعضی از افراد است یا گروهی مانند سربازان، پاسداران و یا بدون اشاره به شخص و گروهی خاص. رباعیات زیر، بدون نام بردن از شخص یا گروهی ویژه به بیان عظمت رزمندگان پرداخته است: 

می‌سوخت که از نماد تبداران بود *** می‌ساخت که از زمره معماران بود
در بیشه‌ی آسمان شب می‌غرید *** چون رعد، که از صحابه‌ی باران بود
(حسینی، ۱۳۶۳: ۱۲۶)

بعضی از رباعیات به ستایش از گروهی خاص پرداخته‌اند؛ از جمله رباعی، زیر سروده‌ی «سید حیدرعلی آران» که به پاسداران انقلاب اسلامی توجّه کرده است:

سردار سپاه، پاسداران بودند *** عاشق به حسین، سربداران بودند
با بیرق فتح لشکر عاشورا *** در کرب و بلای جان نثاران بودند
(اسرافیلی، ۱۳۸۵: ۲۳)

 

۵-۵-۲- دشمنان

کشور ایران از دیرباز دشمنان زیادی داشته است. در شاهنامه به طور معمول، دیوها، تورانیان و گاه رومیان و تازیان دشمن معرّفی می‌شوند و بسیاری از داستان‌های شاهنامه در شرح دفع این دشمنان است. در رباعیات انقلاب، با توجّه به رویکردهای جدید فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، چهره‌ی منفی دشمن به اشکال مختلف نشان داده شده است. گاهی به عناوین کلّی دشمن، خصم و زمانی به عناوین فرعی منافق، نامرد و امثال آن یا اسامی شخص مثل «صدام». در هر صورت همان طورکه در متون باستانی نیز، دشمنان نه فقط دشمن‌اند؛ بلکه به بداخلاقی و بدذاتی نیز موصوف‌اند، در رباعیات انقلاب هم بدی‌های دشمن مورد تأکید قرار گرفته و در اصل مردم مسلمان ایران برای برانداختن بدی و بداخلاقی به مقابله با این دشمنان برخاسته‌اند. در مواردی نیز که این مقابله‌ها به نبرد منجر می‌شود، انگیزه‌ی پاسداری از ارزش‌های دینی و انقلابی مطرح است: 

جمهوری ما نشانگر اسلام است *** افکار پلید فتنه جویان خام است
ملّت به ره خویش جلو می‌تازد *** صدام به دست خویش در صد دام است
(امام، ۱۳۷۹: ۱۹۵)

محمّدرضا سهرابی نژاد در رباعی زیر، خوشحالی دشمنان را در شهادت مبارزان با بهره‌گیری از عنصر نماد به تصویر کشیده و پندار و خیال آنها را خام و بیهوده دانسته است:

آن خام خیال‌ها، به رقص آمده‌اند *** از مرگ بلال‌ها، به رقص آمده‌اند
لنگان شده پای مرغ حق، پندارند *** کاین گونه شغال‌ها به رقص آمده‌اند
(سهرابی نژاد،۱۳۶۹: ۷۲)

یکی از راه‌های مقابله با دشمن، تضعیف روحیه‌ی او همراه با دمیدن روح شجاعت و حماسه در مبارزان است. در برخی از رباعیات امروز، این ویژگی را می‌توان یافت:

خصم آمده ای تفنگ مبهوتش کن *** از راه رسیده چاره‌ی قوتش کن
تا لطف تو جا در دل و جانش گیرد *** مهمان طعام سرب و باروتش کن
(حسینی، ۱۳۶۳: ۱۶۹)

 

۳- نتیجه‌گیری

انقلاب اسلامی علاوه بر آنکه در جامعه‌ی ایرانی تحوّلی عظیم و شگرف ایجاد کرد، در ادبیات نیز تأثیر گذاشت و زمینه‌های نگرش نو و انقلابی را به ویژه در شعر فراهم کرد. در این میان رباعی با بهره‌مندی از ظرفیّت‌های شعر حماسی و ویژگی‌های آن، توانست ضمن تأثیرپذیری از تحوّلات اجتماعی، خود عاملی مهم در تغییر نگرش و جهان‌بینی مردم و روحیه بخشی به آنها شود. حاصل این پژوهش نشان می‌دهد:
۱- از آنجا که جامعه‌ی ایرانی برای تحوّلی عظیم خیز برمی‌داشت؛ شعر؛ به ویژه قالب رباعی با توجّه به کوتاهی و اثرگذاری آن، بستری مناسب برای واگویه کردن آرمان‌ها و همچنین روایت مجاهدات مبارزان و افتخارات آنها برای نسل‌های بعدی شد.
۲- با توجّه به رویکردهای اخلاقی و مذهبی مردم و تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از قیام عاشورا، رباعی نیز بیشتر زیر تأثیر حماسه‌ی کربلا قرار گرفت و حوادث و رخدادهای آن به گونه‌ای روشن در این قالب ادبی بازتاب یافت.
۳- کارکردهای زبانی شعر و تصویرآفرینی شعرا در رباعی پس از انقلاب اسلامی، با در برداشتن ویژگی‌های حماسی غالباً در خدمت اندیشه‌های مذهبی سرایندگان قرار گرفت.
۴- رباعی سرایان در کنار جست‌وجو برای یافتن زبانی نو و تلاش برای اقناع خواننده، با درآمیختن واژه‌های حماسی نو و کهن، ترکیبات مناسب و لحن کوبنده‌ی شعر، ظرفیّت‌های کاربردی ادبیات و قدرت بسیار تأثیرگذار آن را در روابط اجتماعی، ایجاد انگیزه و روحیه بخشی به تصویر کشیدند.

پی‌نوشت‌ها:

۱- دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفسنجان
۲- استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفسنجان
۳- دانش آموخته‌ی کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفسنجان

کتابنامه:
۱- قرآن کریم، ترجمه‌ی الهی قمشه‌ای.
۲- ابوسعید ابوالخیر، (۱۳۶۹).دیوان، تهران: انتشارات محمّد.
۳- اسدی، غلامحسین، (۱۳۸۸). ثانیه‌ی صفر (اشعار برگزیده جشنواره‌های شعردفاع
مقدس استان کرمان ۱۳۸۵-۸۶) کرمان: انتشارات اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدّس استان کرمان.
۴- اسرافیلی، حسین، (۱۳۸۵). زخم سیب (مجموعه اشعار پانزدهمین کنگره‌ی سراسری شعردفاع مقدس) تهران: نشر صریر.
۵- اسماعیلی، رضا، (۱۳۹۰). از آب تا آفتاب (تأمّلاتی درحوزه‌ی شعر انقلاب شعر دفاع مقدس و ادب آیینی) تهران: انتشارات انجمن قلم ایران.
۶- امین پور، قیصر، (۱۳۸۶). سنّت و نوآوری در شعر معاصر، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
۷- انوری ابیوردی، اوحد الدّین، (۱۳۸۶). دیوان (ج۲) به اهتمام محمّدتقی مدرس رضوی، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
۸- باقری، ساعد و محمدرضا محمدی نیکو، (۱۳۷۲).شعر امروز، تهران: انتشارات بین- المللی الهدی.
۹- باقری، ساعد، (۱۳۶۵).نجوای جنون (مجموعه شعر) تهران: انتشارات برگ.
۱۰- بیگی حبیب آبادی، پرویز، (۱۳۷۴). گل، غزل، گلوله (مجموعه شعر) تهران: انتشارات بنیاد حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس.
۱۱- جلیلیان مصلحی، مصطفی، (۱۳۸۶). گنجینه‌ی عاشورا، مشهد: انتشارات رستگار.
۱۲- حسن لی،کاووس، (۱۳۸۶). گونه‌های نوآوری درشعر معاصر ایران، تهران: نشر ثالث.
۱۳- حسینی، سیدحسن، (۱۳۶۳). هم صدا با حلق اسماعیل (مجموعه شعر) چاپ دوم، تهران: واحد انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
۱۴- خمینی، روح الله، (۱۳۷۹). دیوان، چاپ بیست و هفتم، تهران: انتشارات مؤسّسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمه‌الله).
۱۵- ده بزرگی، ژیلا، (۱۳۸۸). مضامین حماسی و مقایسه‌ی آن با شاهنامه‌ی فردوسی، تهران: امیرکبیر.
۱۶- دهلوی، بیدل، (۱۳۸۶). دیوان، به تصحیح اکبر بهاروند، تهران: نگاه.
۱۷- رزمجو، حسین، (۱۳۷۵). انسان آرمانی و کامل در ادبیات حماسی و عرفانی فارسی، چاپ دوم، تهران: امیرکبیر.
۱۸- رودکی، عبدالله، (۱۳۸۶). منتخبی ازسروده‌ها، به کوشش غلامرضا رضائیان، تهران: انتشارات شیرمحمدی.
۱۹-سبزواری، حمید، (۱۳۸۶). سرود سپیده، تهران: مؤسّسه‌ی کیهان.
۲۰- سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم، (۱۳۴۱). دیوان، با مقدّمه و حواشی و فهرست به سعی و اهتمام مدرس رضوی، تهران: کتاب خانه‌ی ابن سینا.
۲۱- سنگری، محمّدرضا، (۱۳۸۰). نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس، تهران: انتشارات پالیزان.
۲۲- سهرابی نژاد، محمّدرضا، (۱۳۸۷). از صاعقه تا باران (رباعی و دوبیتی) تهران: اطلاعات.
۲۳-…………..، …..، (۱۳۶۹). اشارات اشک، تهران: انتشارات برگ.
۲۴- شفیعی کدکنی، محمّدرضا، (۱۳۸۸). در اقلیم روشنایی، چاپ پنجم، تهران: آگاه.
۲۵- شمیسا، سیروس، (۱۳۷۶). انواع ادبی، چاپ پنجم، تهران: فردوسی.
۲۶-…………..، …..، (۱۳۸۷). سیر رباعی، چاپ سوم، تهران: نشرعلم.
۲۷- صفربیگی، جلیل، (۱۳۹۱). هشت چارانه، با مقدمه و گزینش سیدعلی میرافضلی، تهران: فصل پنجم.
۲۸- صنعتی، محمّدحسین، (۱۳۸۹). آشنایی با ادبیات دفاع مقدس، تهران: انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدّس.
۲۹- عبدالملکیان، محمّدرضا، (۱۳۶۸). رباعی امروز، تهران: انتشارات برگ.
۳۰- عطارنیشابوری، فریدالدّین، (۱۳۵۸). مجموعه رباعیات (مختار نامه)، به تصحیح و مقدمه و حواشی محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: توس.
۳۱- فرخّی سیستانی، علی بن جولوغ، (۱۳۷۱). دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، چاپ چهارم، تهران کتابفروشی زوّار.
۳۲- کمال الدین اسماعیل اصفهانی، ابوالفضل، (۱۳۴۸). دیوان، به اهتمام حسین بحرالعلومی، تهران: انتشارات کتاب فروشی دهخدا.
۳۳- میرافضلی، سیدعلی، (۱۳۸۳). گوشه‌ی تماشا (رباعی از نیما تا امروز) تهران: نشر کازرونیه.
۳۴- هشت فصل عشق، مجموعه اشعار چهارمین کنگره‌ی شعردفاع مقدّس، ارومیه مهرماه۱۳۷۳، (۱۳۷۴) چاپ دوم، تهران: انتشارات ستاد کلّ نیروهای مسلح، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس.
منبع مقاله: نشریه‌ی ادبیات پایداری (علمی- پژوهشی)، سال ۷، شماره ۱۲، بهار و تابستان ۱۳۹۴
 

منبع:
نشریه‌ی ادبیات پایداری (علمی- پژوهشی)، سال ۷، شماره ۱۲، بهار و تابستان ۱۳۹۴

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: